رضا قليخان هدايت
822
مجمع الفصحاء ( فارسي )
فشاند از سوسن و گل سيم و زر باد * زهى بادى كه رحمت باد بر باد بداد از نقش آذر صد نشان آب * نمود از سحر مانى صد اثر باد 228 رشيد وطواط بلخى از فصحا و بلغا و فضلا و حكما و مشاهير شعرست . اسمش رشيد الدّين محمد بن عبد الجليل البلخى الفاروقيست زيراكه نسبش به او مىرسد در همه كمالات صورى كامل بوده به وفور فضل و مزيد علم و ظهور ادب قلوب سلاطين را با خود مهربان نموده خاصه سلطان اتسز خوارزمشاهى را كه در حضرت او نديم و ملكالشعرا گشته و پايه قدرش از همگنان درگذشته رسالهيى در قواعد و ضوابط فصاحت و بلاغت سخن نوشته حدايق السحر نام كرده با جمعى از شعراى آن عهد مانند اديب صابر دوستى داشته و با حكيم سوزنى و حكيم انورى مباحثات نموده و با انورى او را خصومت بوده به سبب حقارت جثه او را وطواط لقب كردند چرا كه وطواط نام مرغكى است كوچك چون سلطان اتسز خوارزمشاهى را با سلطان سنجر خصومت بوده رشيد بنا بر متابعت اتسز بعضى اشعار در نكوهش سنجر نظم نموده كه سلطان سنجر سوگند خورده بود كه او را به قتل رساند بعد از استيلا به شفاعت بعضى از ندما از جرمش درگذشت مدت عمر وى نود و هفت سال بوده كه در خبوشان در سنه 578 به مفاجات رحلت نموده گويند ترجمهء صد كلمهء حضرت امير المؤمنين على عليه السلام به وى منسوب است ديوانش را هفت هزار بيت ثبت كردهاند تمامى ملاحظه افتاد آنچه از اشعار وى احسن و املح بود انتخاب و نوشته شد : و له بهار جانفزا آمد جهان شد خرم و زيبا * به باغ و راغ گستردند فرش حله و ديبا